جستجو در سایت



طرح سبز


تقویم ایرانی

همراه با ندای آزادی



دوشنبه، ۹ اردیببهشت ۱۳۹۲


آقای خاتمی، انتخابات و آینده‌ی اصلاحات


نویسنده :شمیم


من می ترسم! می ترسم از این که کدورت ها بیشتر شود و رویارویی ها افزون گردد و امیدها بار دیگر به یأس مبدل شود و حتی دشمن هم از این وضع سوء استفاده کند و باز هم مردم بیشتر تحت فشار قرار بگیرند. آیا می توان این انتخابات را تبدیل به فضایی کرد که دشمنی ها بیشتر نشود و زمینه ایجاد دیالوگ فراهم آید و گفت که این راهی که تاکنون انتخاب شده به ناکجا آباد منتهی می شود. باید رویه ها عوض شود تا فساد ایجاد شده ریشه کن گردد و فضای امنیتی و حصر ها و حبس ها برچیده شود. سید محمد خاتمی

پیکانی چند شاخه صندوق‌های رای را در بیست‌و‌چهارم خرداد هدف قرار داده و هر یک از شاخک‌ها خود را، محق‌تر از دیگری می‌داند. رقابتی چند قطبی که شاید برای اولین‌بار جمهوری‌اسلامی آن را تجربه می‌کند.

جدالی بین تمام نظام که قطب‌های ایجاد شده بانیان و فرزندان نظام خواهند بود و به قولی غیر‌خودی در آن حضور ندارد و دشمنی باقی نمانده و این‌بار تمام قد رو به روی هم ایستاده‌اند. قطب‌های جدی درگیر انتخابات را می‌توان به دسته های زیر تقسیم کرد:

1.رهبری و سپاه

2.رییس جمهور فعلی و اطرافیان اش

3.مصباح یزدی و وامانده های دولت فعلی و طرفداران افراطی ولایت

4.اصول‌گرایان و جناح راست سنتی

5.هاشمی و خاتمی و اصلاح‌طلبان و راست مدرن

علی رغم این‌که از سال گذشته گمانه زنی‌ها برای نامزد‌های انتخابات آغاز شده و بحث ها و خط و نشان کشیدن هایی هم در محافل خصوصی و عمومی دراین‌باره جان گرفته‌است. اما از قرار معلوم هنوز نقش اصلی انتخابات را حضور و عدم حضور یک نفر تعیین می‌کند. کسی که نگاه ها به او ختم شده است. سید محمد خاتمی!

کسی که رای او در دماوند توانست کل انتخابات مجلس را تحت شعاع قرار دهد. اما این روزها آقای خاتمی دغدغه‌های جدی دارد.

ما به فکر نجات ایران، بهبود اوضاع و تغییر فضا به صورتی هستیم که کینه ها کمتر شود و بتوانیم حرف بزنیم. برای انتخابات شرط گذاشته نمی شود، ولی آیا نباید انتظار داشت که نتیجه انتخابات تأمین آزادی ها، باز شدن فضا، تغییر فضای امنیتی به سیاسی و ... باشد؟ اما نتیجه انتخابات باید این باشد و تغییر فضای امنیتی را به دنبال داشته باشد. ولی اگر کاری کنیم که محصوران و زندانیان آزاد نشوند، بلکه به تعداد زندانی ها اضافه شود و فضای امنیتی بیشتر شود به هدفمان نرسیده ایم…سید محمد خاتمی

فارغ از این که ایشان چه تصمیمی خواهند گرفت، باید پاسخ‌های منطقی‌ای که به درخواست‌های غالبا احساسی و حماسی گروه‌ها و دسته‌های مختلف در دعوت از ایشان برای حضور در عرصه‌ی انتخابات را؛ مورد توجه و تحلیل قرارداد.

باید قبول کنیم که دلایل عدم حضور ایشان بسیار منطقی‌تر از حضور و دعوت از آقای خاتمی است. مسئله‌ای که خود به خوبی به آن آگاهی دارد. آقای خاتمی می‌داند در صورت حضورش در این عرصه‌ی پر‌خطر، چه هزینه هایی را باید خود و طرفدارانش بپردازند. حاکمیت، مجددا تن به دولتی اصلاح‌طلب با گفتمان و ورویکردی تازه نخواهد داد و با فربه شدن نیروهای نظامی و نهاد‌های فراقانونی که مدعی هستند کشور را اداره می‌کنند، با روحیاتی که از ‌آقای خاتمی سراغ داریم، بعید است توان مقابله با هجمه ها و کارشکنی‌های این مجموعه‌ی صاحب قدرت و ثروت و پیاده نظام وفادار، در توان ایشان باشد. با توجه به شرایط تاسف‌انگیزی که تمامی ارکان نظام و کشور را در بر‌گرفته اگر هم بنا باشد دولتی بتواند کمی شرایط را بهبود ببخشد باید رییس دولت کسی باشد که: یا تمام و کمال در خط رهبری و سپاه قرار گیرد و از خواسته های آنان عدول نکند(که توان مدیریتی این شخص بحثی جداست) و یا به واسطه رابطه‌اش با بخشی از قدرت نانوشته و نقش برجسته‌اش در حاکمیت و حتی مراجع، بتواند برنامه‌های خود را برای رسیدن به شرایط بهتر پیش ببرد. که هیچ کدام از این دو آقای خاتمی نیست. مدیریت دولت اصلاحات در هشت سال مبین این مهم هست که آقای خاتمی توان اداره‌ی کشور و بهبود بخشیدن به این شرایط را داراست. اما مسئله این‌جاست که رقیب بیشتر از کشور و منافع ملی به تکیه‌زدن بر اریکه‌ی قدرت می‌اندیشد و مردم و کشور الویت‌های بعدی خواهند بود.

حال بیایید فرض بگیریم آقای خاتمی اعلام نامزدی کند. قبل از هر چیز او می‌بایست به این پرسش ها پاسخ دهد که:

1.به محض اعلام نامزدی با او تماس می‌گیرند و می‌خواهند که از این عرصه خود را کنار بکشد. چه می‌کند؟

2. صلاحیت‌اش توسط شورای نگهبان تایید نشود و یا با رای حکومتی تایید شود. عکس العمل ایشان چیست؟

3.آقای خاتمی چند چالش جدی در مبارزات انتخاباتی پیش روخواهد داشت. یکی طبعات انتخابات سال 88 و اعدام ها و برخورد ها با مخالفین در دهه 60. قطعا رقیبان مطیع ولایت از او خواهند پرسید. به خصوص درباره‌ی سال 88 .پاسخ چه خواهد بود؟

4.در فردای انتخابات نام آقای خاتمی از صندو‌ق‌های رای بیرون نیاید و طرفداران اش خواهان احقاق حق باشند. سکوت می‌کند؟ موضع می گیرد؟ می ایستد و یا...؟

5.برآورد جریان اصلاح‌طلبی و آقای خاتمی از صندق‌های رای چیست؟

می توان پرسش های دیگری را هم مطرح کرد و پاسخ آقای خاتمی به این پرسش ها و عکس‌العمل ایشان برای جریان اصلاح‌طلبی و مردمی که هنوز راه و منش اصلاح‌طلبی را گزینه‌ی مناسب برای کشور می‌دانند، بسیار تعیین کننده است. که می‌تواند انگیزه‌ها را تشدید کند و یا مایوس! و البته پرسش‌های مهم‌تری هم درباره‌ی بعد از انتخابات و به فرض انتخاب ایشان(فرض محال که محال نیست) و چالش‌های پیش‌رو، وجود دارد که بهتر از نگارنده بر آن اشراف دارند و این روزها در اغلب سخنرانی‌های‌شان به آن‌ها اشاره کرده‌اند.

آقای خاتمی یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های اصلاحات‌اند. و این انتخابات می‌تواند برای همیشه کور سوی امیدی که به این گفتمان وجود دارد را تاریک نماید. متاسفانه سرنوشت اصلاحات به اشخاص گره خورده و هنوز این پروژه تبدیل به خواست عمومی (عمومی یعنی از نوار مرزی بگیرید تا مرکز و چهار‌جهت جغرافیایی جمعیتی کشور) نشده است. اصلاح‌طلبان این فرصت را داشته‌اند که تا در سایه‌ی توسعه‌ی اقتصادی و سیاسی گفتمان اصلاح‌طلبی را به همه‌ی خانه‌ها ببرند. اصلاح‌طلبان در قدرت، هرگز گمان نمی‌کردند روزی این جایگاه را وا نهند و در واقع نیازی به این مهم و فراگیر‌شدن این پروژه احساس نکردند. و نتیجه آن شد که دولت نهم از انتخاباتی بیرون جهید که اصلاح‌طلبان مجری آن بودند.

گرچه بعداز آن هم، پروژه اصلاح‌طلبی امکان این را داشت تا در دولت نهم به نوعی راه خود را ادامه دهد. مشروط بر این که نقد از درون این گفتمان آغاز می شد و با پذیرش اشتباهات و با اصلاح اصلاح طلبی و روش‌ها و گفتارها، مسیر جدیدی را پیش گیرد . اما به جای تقسیم کار مناسب در این جریان، همه‌ی سعی اصلاح‌طلبی در تقابل با دولت و حاکمیت گذشت. وقایع سال 88 نشان داد که تا چه اندازه گروه های سیاسی و نخبه‌گان و کسانی که تا دیروز در هرم قدرت جایی داشته‌اند از مردم عقب‌تر ایستاده‌اند. مردم حاضر بودند هزینه پرداخت کنند اما سردرگمی و بی برنامه‌گی، تمام پتانسلی عمومی ایجاد‌شده را به فنا داد.

به نظر نگارنده جریان اصلاح‌طلبی همچنان به رفتن و رفتن در مسیر اشتباه خویش ادامه می دهد و راهبرد مناسبی ندارد. و تنها حضور در عرصه‌ی قدرت را چاره کار می‌داند. گرچه در جوامع‌ای به مانند ایران، این تئوری چندان غلط نیست. اما تنها گزینه مورد نظر هم نیست. این روزها تمامی گروه‌ها و احزاب و شخصت‌های اصلاح‌طلب به امید حضور آقای خاتمی و تصاحب مجدد قدرت؛ بازی پر ریسکی را شروع کرده‌اند. به گمان خود یا برنده‌ی بازی هستند و یا چالش تازه‌ای برای حاکمیت ایجاد خواهند کرد. ولی از خود پرسیده‌اند که: مردم سال 92 همان مردم با عکس العمل سال 88 خواهند بود؟ اگر با ورود آقای خاتمی به انتخابات با مهندسی‌ای که حاکمیت در آن تبحر دارد، بتواند شخصیت سیاسی و اجتماعی آقای خاتمی را بشکند و ایشان را از عرصه خارج کند سرنوشت اصلاح طلبی چه خواهد بود؟ بعد از آقای خاتمی این گفتمان زیر سایه چه کسی پناه خواهد گرفت؟

غرض این نیست که گفتمان اصلاح‌طلبی تنها جامه‌ای است که برتن آقای خاتمی دوخته شده است . اما نمی‌توان از این مهم غافل بود که به راحتی نمی توان این لباس را برتن کسی دید که بتواند اجماع اکثریتی را در حلقه خود داشته باشد.

روایتی تاریخی داریم که روزی آقای خلیل ملکی به مرحوم مصدق گفتند: راهی که تو می‌روی به جهنم است و ما تا جهنم با تو می آییم!

و این نسبت ماست با آقای خاتمی؛ گرچه امیدواریم به سرنوشت مصدق دچار نشوند.

یا حق.شمیم.8/2/92








 

نظر شما دربارهء این مقاله


* قابل توجه خوانندگان گرامی : سایت ندای آزادی از انتشار نظراتی که رعایت عفت کلام را ننموده و یا نوشته هایی که مروج نفاق قومی و مذهبی باشند خودداری خواهد کرد. بخاطر داشته باشیم، یکی از شروط آزادی و دموکراسی، احساس مسئولیت است.

نظرات بیان شده دربارهء این مقاله